أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) ( مترجم : محمد توكل )

57

فتوح البلدان ( فارسى )

از سخنوران خزاعه به پيامبر ( ص ) چنين گفت : خدايا من محمد را ياد همى آرم ز پيمان كهنى كه ميان پدرانمان بود كه يارى ده ، خدات رهنمون بود ، يارى موكدى و بگذار تا عباد الله به ياورى آيند حماد از على بن زيد و او از عكرمه روايت كرد كه خزاعه پيامبر ( ص ) را در حالى كه مشغول استحمام بود ، ندا دادند و او بديشان لبيك گفت . واقدى و كسان ديگرى جز او گفته‌اند كه روز فتح مكه جماعتى از قريش سلاح بر گرفتند و گفتند محمد جز به عنوه نتواند به مكه درآيد . پس خالد بن وليد با ايشان به جنگ پرداخت و او نخستين كسى بود كه از رسول الله ( ص ) فرمان دخول به مكه دريافت داشت . وى بيست و چهار مرد از قريش و چهار تن از هذيل را بكشت و به قولى در آن روز بيست و سه مرد از قريش كشته شدند . باقى شكست يافته به بالاى كوهها رفتند و در آنجا متوارى شدند . از ياران رسول الله ( ص ) آن روز كرز بن جابر فهرى و خالد الاشعر كعبى به شهادت رسيدند . به گفتهء هشام بن كلبى شخص اخير حبيش الاشعر بن خالد كعبى از قوم خزاعه بوده است . شيبان بن ابى شيبه ابلى از سليمان بن مغيره و او از ثابت بنانى و او از عبد الله بن رباح روايت كرد كه رسولانى نزد معاويه رهسپار شدند و آن در ماه رمضان بود . ما براى يك ديگر غذا مىپختيم و ابو هريره بيش از همه ، ما را به جايگاه خود دعوت مىكرد . هم او گويد كه من نيز براى ايشان طعام آماده ساختم و دعوتشان كردم . ابو هريره گفت : اى جماعت انصار اكنون شما را به داستانى از ماجراهايتان سرگرم مىكنم ، و آنگاه ذكر فتح مكه